به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از نیویورک تایمز، دونالد ترامپ در آن پست خودش طبق معمول تمام این 100 روز گذشته مدعی شد نیروهای هوایی و دریایی و جنگندهها و کشتیها و رادارهای ایران را نابود کرده و چیزی از تاسیسات هستهای ایرانیها باقی نگذاشته است. به همین دلیل به یکی از مهمترین رسانههای جهان تاخت که چرا گفته آسیبهایی که به ایران وارد آمده چندان هم مرگبار نبوده و این کشور همچنان سرپاست.
گرچه رئیس جمهوری ایالات متحده روزنامه نیویورک تایمز را احمق و فاسد خطاب کرده، اما تحلیلگران این رسانه مهم و معتبر میگویند پس از نزدیک به چهار ماه جنگ میان آمریکا و اسرائیل با ایران، تغییر راهبردی بزرگی در منطقه رخ نداده و بسیاری از اهداف اعلامشده جنگ محقق نشدهاند. این گروه معتقدند نه جنگ نه تفاهمنامه اخیر آمریکا و ایران، تهدیدهای اصلی واشنگتن و اسرائیل را از بین نبرده است. برنامه هستهای ایران آسیب دیده اما نابود نشده و سرنوشت آن به مذاکرات آینده موکول شده است. برنامه موشکهای بالستیک ایران هم همچنان پابرجاست و اساساً در توافق به آن اشاره نشده است.
نظام جمهوری اسلامی با وجود کشته شدن رهبر و شماری از فرماندهان ارشد نظامی، همچنان باقی مانده و نیروهای همپیمان ایران در منطقه هم از بین نرفتهاند. در مقابل، ایران توانست نشان دهد قادر است در برابر حملات گسترده آمریکا و اسرائیل مقاومت و همچنان هزینههایی به طرف مقابل تحمیل کند. مقامهای ایرانی این مسئله را یک پیروزی راهبردی تلقی میکنند. به ویژه موضوع تنگه هرمز که به گفته ایران، به ابزاری برای اعمال فشار بر اقتصاد جهانی تبدیل شده است.
بر اساس تفاهمنامه، ایران در ازای کاهش خصومت با آمریکا و متحدانش، از مزایای اقتصادی گسترده برخوردار خواهد شد؛ از جمله رفع محاصره دریایی آمریکا، ایجاد صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری با همکاری کشورهای عربی خلیج فارس، آزادسازی میلیاردها دلار دارایی مسدودشده و لغو تحریمهای آمریکا.
در بخش مربوط به آمریکا، دولت ترامپ گرچه از تهدید نظامی علیه ایران استفاده کرد، اما در نهایت به اهداف اصلی خود نرسید و حتی بخشی از اهرم فشار سنتی واشنگتن را از دست داد. برخی تحلیلگران میگویند ایران اکنون به این نتیجه رسیده است که آمریکا با وجود استفاده از زور، حاضر به تشدید نامحدود جنگ نیست.
از سوی دیگر، ایران با خسارتهای سنگین انسانی و اقتصادی مواجه شده است؛ هزاران کشته، نابودی بخشی از زیرساختها، تورم بالا و هزینههای عظیم بازسازی. با این حال، حکومت ایران توانسته انسجام خود را حفظ و احساس امنیت و اعتماد به نفس راهبردی خود را تا حدی بازیابی کند.
در مورد اسرائیل، اوضاع بسیار منفیتر است. رژیم صهیونیستی وارد جنگ شد با این تصور که برای چند دهه تهدید ایران را خنثی خواهد کرد، اما در نهایت خود را در حاشیه توافقی یافت که آمریکا شکل داد و بسیاری از اهداف تلآویو را نادیده گرفت. همچنین محدودیتهای جدید بر آزادی عمل اسرائیل در لبنان و اختلافات علنی میان ترامپ و بنیامین نتانیاهو به عنوان نشانههای تضعیف جایگاه راهبردی مطرح شدهاند. یکی از تحلیلگران اطلاعاتی سابق اسرائیل توافق را «فروپاشی کامل راهبرد صهیونیسم در قبال ایران» توصیف کرده است.
در لبنان، حزبالله آسیبهای سنگینی متحمل شده و بخشی از پایگاه اجتماعی خود را از دست داده است، اما همچنان از بین نرفته است. علاوه بر این، تلاش ایران برای بازسازی توان نظامی حزبالله ادامه دارد و بخشی از منابع مالی آزادشده ایران ممکن است به این روند کمک کند.
کشورهای عربی خلیج فارس هم از جنگ آسیب دیدهاند. بسته شدن تنگه هرمز و حمله به زیرساختهای نفتی باعث بیثباتی اقتصادی آنها شد. در نتیجه، این کشورها اکنون در حال بازنگری در میزان اتکای خود به آمریکا و برخی در پی گسترش همکاریهای اقتصادی با ایران به عنوان راهی برای کاهش احتمال جنگهای آینده هستند.
پس از یک جنگ طولانی و پرهزینه، نه برنامه هستهای ایران از بین رفته، نه نظام سیاسی ایران سقوط کرده، نه نیروهای همپیمان ایران حذف شدهاند و نه اختلافات منطقهای حل. از نگاه بسیاری از تحلیلگران، تفاهمنامه تغییرات عملی محدودی ایجاد کرده و دستاوردهای آن در مقایسه با هزینههای جنگ بسیار اندک به نظر میرسد.